محمد تقي جعفري
86
ترجمه و تفسير نهج البلاغه ( فارسي )
وارد نشود ، ادعاى جامعه شناسى در بارهء چين به راه انداخته و مىگويد : نژاد چين كارگر آفريده شده است گويا رنان در امر خلقت نژادها پيش خدا بوده و حتى طرف مشورت خدا در امر خلقت قرار گرفته است و نمىفهمد يا مىفهمد و نمىخواهد به زبان بياورد كه كار و تلاش چينىها براى تحصيل معاش و ادارهء زندگى خود ، با ارزشتر و باشرافتتر از آن نژادهاى عالى بوده است كه شمشير بدست از موجوديت ديگر انسانها تغذيه مىكردند . و كار در هر دو شكل عضلانى و فكرى جوهر انسانى است ، نه شمشير زدن و انسان را نابود نمودن . 4 - مىگويد : « تقريباً بىهيچ احساس بزرگى » فلسفهء توجيهى آقاى رنان اجازه نداده است كه اين حقيقت را درك كند كه افزايش كار عضلانى و استهلاك انرژى در آن كارها با كاهش فعاليت فكرى ارتباط مستقيم دارد ، بدون اين كه اختصاص به نژاد و جامعه اى داشته باشد . امروزه در تمام جوامع شرق و غرب اين اصل را به خوبى مىتوان ديد كه هيچ نژاد و جامعه اى نتوانسته است ، انرژى مستهلك شده در كارهاى عضلانى را بار ديگر براى كارگر عضوى برگرداند . يعنى انرژى محدودى كه در شبانه روز تجديد مىشود ، نمىتواند هم در كار فكرى صرف شود و هم در كار عضلانى . اين درد بيدرمان كه كارگران دستى از داشتن تفكرات منطقى و علمى و احساسات تصعيد شده محرومند ، دامنگير همهء جوامع شرقى و غربى و شمالى و جنوبى بدون استثناء تا امروز بوده است . آيا يك كارگر دستى اروپائى از يك كارگر دستى آسيائى انسانتر است بهتر مىفهمد داراى احساسات تصعيد شدهء بيشترى است 5 - اين تناقض را هم مورد دقت قرار بدهيد : « بر او دادگرانه حكومت كنيد » و « براى خدمت به چنين حكومتى اموال بسيار از او براى نژاد فاتح بگيريد » حكومت دادگرانه ، و اندوختن اموال بسيار براى نژاد فاتح